تبليغاتX
نیــاز


نیــاز

نوشتن برای فراموش کردن است نه به یادآوردن

سلام

شنيدم که چون قوی زيبا بميرد

 فريبنده زاد و فريبا بميرد

 شب مرگ تنها نشيند به موجی

 رود گوشه ای دور وتنها بميرد

 درآن گوشه چندان غزل خواند آن شب

 که خود در ميان غزل ها بميرد

 گروهي بر آنند که اين مرغ شيدا

 کجا عاشقی کرد آن جا بميرد

 شب مرگ از بيم آن جا شتابد

 که از مرگ غافل شود تا بميرد

من اين نکته گيرم که باور نکردم

 نديدم که قوی به صحرا بميرد

 چو روزی ز آغوش دريا بر آمد

 شبی هم در آغوش دريا بميرد

 تو دريای من بودي آغوش واکن

 که مي خواهد اين قوی زيبا بميرد

کاش نیــاز به تنهائی ، تنها نیــاز آدم نبود.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 17:35 توسط | |

سلام

شبيه برگ پاييزي ، پس از تو قسمت بادم


خداحافظ ، ولي هرگز نخواهي رفت از يادم


خداحافظ ، و اين يعني در اندوه تو مي ميرم


در اين تنهايي مطلق ، که مي بندد به زنجيرم


و بي تو لحظه اي حتي دلم طاقت نمي آرد


و برف نا اميدي بر سرم يکريز مي بارد


چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگي هايم ؟


چگونه مي روي با اينکه مي داني چه تنهايم ؟


خداحافظ ، تو اي همپاي شب هاي غزل خواني


خداحافظ ، به پايان آمد اين ديدار پنهاني


خداحافظ ، بدون تو گمان کردي که مي مانم


خداحافظ ، بدون من يقين دارم که مي ماني

 

کاش نیــاز به تنهائی ، تنها نیــاز آدم نبود.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 17:34 توسط | |

يكي را دوست مي دارم ، ولي افسوس او هرگز نمي داند
نگاهش مي كنم ،شايد بخواند از نگاه من ، كه او را دوست دارم
ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند و ا ي

به برگ گل نوشتم من ، كه او را دوست مي دارم

ولي افسوس ، او گل را به زلف كودكي آويخت ، تا او را بخنداند
صبا را ديدم و گفتم صبا ، دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم ، تو را من دوست مي دارم
ولي ناگه ، ز ابر تيره برقي جست و روي ماه تابان را بپوشانيد

من به خاكستر نشيني ، عادت ديرينه دارم
سينه مالا مال درد ، اما دلي بي كينه دارم
پاكبازم من ولي ، در آرزويم عشق بازي
مثل هر جنبنده اي ، من هم دلي در سينه دارم
من عاشق ، عاشق شدنم
در كدامين مكتب و مذهب ، جرم است پاكبازي
در جهان ، صدها هزاران پاكباز ، در سينه دارم
كار هر كس نيست مكتب داري اين پاكبازان
هديه از سلطان عشق ، بر هر دو پايم پينه دارم
من عاشق ، عاشق شدنم
من از بيراهه هاي هله بر مي گردم و آواز شب دارم
هزار و يك شبي ديگر ، نگفته زير لب دارم
مثال كوره مي سوزد تنم از عشق ، اميد طَرب دارم
حديث تازه اي از عشق مردان حَرب دارم
من عاشق عاشق شدنم ، من عاشق عاشق شدنم
من به خاكسترنشینی عادت دیرینه دارم . .

کاش نیــاز به تنهائی ، تنها نیــاز آدم نبود

 

همه رفتند كسي دور و برم نيست

چنين بي كس شدن در باورم نيست

اگر اين آخر و اين عاقبت بود

به جز افسوس هوايي در سرم نيست

همه رفتند كسي با ما نموندش

كسي خط دل ما رو نخوندش

همه رفتند ولي اين دل ما را

همون كه فكر نمي كرديم سوزوندش

كه حاشا تقه اي بر در نخورده

كه آيا زنده ايم يا جون سپرده

كه حاشا صحبتي حرفي كلامي

كه جزو رفته هاييم ما نمرده

خيال كردم كه اين گوشه كنارا

يكي داره هواي كار ما را

يكي هم اين ميون دلسوز ما هست

نداره آرزو آزار مارا

عجب بالا و پايين داره دنيا

عجب اين روزگار دلسرد با ما

يه روز دور و برم صد تا رفيق بود

من و امروز ببين تنهاي تنها

کاش نیــاز به تنهائی ، تنها نیــاز آدم نبود.

تمام

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 18:25 توسط | |

من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونی

از ذلم تا کی فضای قصه رو مهمونی  

من دیگه بس برام تحمل این همه غم

بس جنگ بی ثمر میون هر زیاد کم

وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی

واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی

نمی خوام چوب حراجی به قلبم بزنم

نمیخوام گناه بی عشقی بیفته گردنم

نمی خوام دربدر پیچ و خم این جاده شم

 واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و پر افاده شم

واستا دنیا واستا دنیا من میخوام پیاده شم

همه حرف خوب میزنن اما کی خوب این وسط

بد و خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط

قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین

آره دنیا ما نخواستیم دل با خودت بگیر

نمیخوام دربدر پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

این همه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد

اون بلیط شانست بگو قسمت کی شد

همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست

 این همه طلسم جای خوش تو کجاست  

کاش نیــاز به تنهائی ، تنها نیــاز آدم نبود

نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 12:28 توسط | |

یاد چی رو برات زنده میکنه !

اگر چه جای دل دریای خون در سینه دارم
ولی در عشق تو دریایی از دل کم می یارم

اگه چه روبرویی ، مثل آیینه با من
ولی چشمام بسم نیست برای سیر دیدن

نه یک دل ، نه هزار دل
همه دلهای عالم
همه دلهارو می خوام که عاشق تو باشم

تویی عاشق تر از عشق ، تویی شعر مجسم
تو باغ قصه هستو ، سحر گل کرده شبنم
تو چشمام خواب  مخمل ، شراب ناب شیراز
هزار میخونه آغاز ، هزارو یک شب راز

می خوام تو رو ببینیم
نه یک بار ، نه صدبار
به تعداد نفسهام

برای دیدن تو نه یک چشم ، نه صد چشم
همه چشمهارو می خوام

تو رو باید مثل گل نوازش کرد و بوئید
با هرچی چشم تو دنیاست ، فقط باید تو رو دید
تورو باید مثل ماه رو قله ها نگاه کرد
با هرچی لب تو دنیاست ، تورو باید صدا کرد

می خوام تو رو ببینم
نه یک بار ، نه صدبار
به تعداد نفسهام

برای دیدن تو نه یک چشم ، نه صد چشم
همه چشمهارو می خوام

کاش نیــاز به تنهائی ، تنها نیــاز آدم نبود
نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 22:32 توسط | |

توشدی مهمون من ، مهمون قلبم
از صدات زمزمه عشقو شناختم
توبه من قشنگترین لحظه رو دادی
من واست قشنگترین قصه رو گفتم
نازنین
از تو چه پنهون ، آتیش افتاده به جونم
تا می تونی مثل آتیش ، بسوزونم بسوزونم

عاشقیت همیشه بامن ، عشق من همیشه باتو
گریه هام می گذرن از من ، زندگیم پرمی شه باتو
اومدی تو روزگارم ، دیگرون رفتنو رفتن
من اگه واست عزیزم ، این پنهون نکن از من

نازنین
از تو چه پنهون ، آتیش افتاده به جونم
تا می تونی مثل آتیش ، بسوزونم بسوزونم

نازنین
از تو چه پنهون ، آتیش افتاده به جونم
تا می تونی مثل آتیش ، بسوزونم بسوزونم

عاشقیت همیشه بامن ، عشق من همیشه باتو
گریه هام می گذرن از من ، زندگیم پرمی شه باتو
وقتی دستاتو گرفتم ، لحظه چشماتو دیدن
به من این مژده رو دادی ، که رسیدم به رسیدم

نازنین
از تو چه پنهون ، آتیش افتاده به جونم
تا می تونی مثل آتیش ، بسوزونم بسوزونم

نازنین
از تو چه پنهون ، آتیش افتاده به جونم
تا می تونی مثل آتیش ، بسوزونم بسوزونم

 

کاش نیــاز به تنهائی ، تنها نیــاز آدم نبود

نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 22:26 توسط | |

نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 20:16 توسط | |

سلام

به ساحلهای دریا، همی اشک غروب سرخ بارت

که ای وای از جدایی ها

افق از ژرفنای دل همی گوید :

که ای بی دین، مرا با خود چرا در دره مرگ و جنون افکنده ای حالا؟!

تو ای دیوانه وحشی

بیا رحمی کن و ساقر به دستم ده

که گر این کار نکنی تو را نفرین کنم نفرین

که یا رب تشنه اش کن

تشنه تر از من

که آبی جز وفای عشق او هرگز نمی خواهم

كاش نياز به تنهايي ، تنها نياز آدم نبود.

 

نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 20:15 توسط | |


Design By : Night Skin