نیــاز
نوشتن برای فراموش کردن است نه به یادآوردن
فرصت نشد بمونم و از تو نگهداري کنم گفتم اگر ببينمت دل کندنم سخته برام اگه يه وقت بگي نرو رفتن پر از درده برام گفتم صداتو نشنوم نديده از پيشت برم پشت سرم زاري نکن چي کار کنم مسافرم من ميرم ولي باز تو بدون هميشه ياد تو از خاطرمن فراموش نميشه گل من خوب ميدوني بي تو تک و تنهام عزيزم اگه تو نباشي ميميرم نامه رو تا تهش بخون گريه نکن طاقت بيار اشکهاتو پاک کن عزيزم سر روي شونه هام بزار باور نکن يه بي وفام نامه ميذارم و ميرم نه گل من خدا نخواست به تو بگم مسافرم سهم من از تو دوريه تو لحظه هاي بي کسيم قشنگي قسمت ماست که ما به هم نميرسيم من ميرم ولي باز تو بدون هميشه ياد تو از خاطرمن فراموش نميشه تو خودت خوب ميدوني بي تو تک و تنهام عزيزم اگه تو نباشي ميميرم هميشه زنده ميمونن با ياد تو ، ترانه هام منو ببخش اگه بازهم اشکهام چکيد رو نامه هام ديگه تموم شد فرصتم خاطره هام پيشت باشه تموم خاطرات خوش خدانگهدارت باشه من از هرچي به جز تو بي نيازم! این انتظار را نمی خوام تا کی باید عاشق باشم عاشق اونکه دوره از من داشتم فراموشت ميکردم اما باز دوبـاره ديدمـت چرا دوباره اومــدي صدارو جون دادي گل بهارو يا راحتم کن و واسه هميشه، اين دلــو بکن زريشه چرا دوباره اومدي صدارو جون دادي گل بــهارو يا راحتم کن و واسه هميشه اين گــلو بکن زريشه داشتم فراموشت ميکردم اما باز دوباره ديدمت داشتي ميرفتي از خيـال من خزوني بود بهار من من از هرچي به جزتو بي نيازم ! نشكن دلمو نگو نميدوني دلم پر از يه نفرين سينه سوز ديوونه نكن دلمو سرگرمي تو شده بازي با اين دل غمگين و خستم گفتی که امشب اومدم بهت بگم باید برم گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم باید برم برای تو فقط یه حرف ساده بود کاشکی میدیدی قلب من به زیر پات افتاده بود سفر همیشه قصه رفتنه و دلتنگیه به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه همیشه یک نفر میره آدم و تنها میزاره میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا میزاره من از هرچی به جز تو بی نیازم ! سالها همدم هم .... شاد از شادي يكديگر و زار از غم هم ... ناگهان .. صبح يك روز زمستاني سرد ... ترك من كردي و گفتي كه تو دركم نكني ... آخرين حرف من اين بود به هنگام وداع ... مي روي گرچه به يك باره ولي ... ... سايه مرحمت از عاشق خود كم نكني . . . دركم اين بود همه عمر كه تركم نكني ... من از هرچی به جز تو بی نیازم ! من از هرچی به جز تو بی نیازم ! آی غریبه آی غریبه با تو ام هر جا که هستی آی غریبه، از جدایی از همون درد خدایی غریبه، غریبه، غریبه .... من از هرچی به جز تو بی نیازم ! قسم به عشقمون قسم راستی چی شد، چه جوری شد راستی چی شد، چه جوری شد به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری من از پروانه بودن ها من از هیچ بودن ها راستی چی شد ، چه جوری شد تا کم شه از جرم خودم من از حرف جدایی ها راستی چی شد ، چه جوری شد من از هرچی به جز تو بی نیازم !
گفتي تا چشم هم بزني ميرم و بر مي گردم
چشمونم مونده به در کي برمي گردي
رفتي و رفت از چشام نور دو ديده
عزيز رفته سفر کي برمي گردي
تو غمها غــوطه ور شدم چرا
داشتم فراموشت ميکردم اما تا صدات رسيــد به گوش من
شکستم بي صدا چرا
داشتي ميرفتي از خيال من خزوني بود بهارمــن
ديدم تو روخــزونم جون گرفت
اين قلب ســرد وساکتم دوباره
با نگاه گرم و بي ريا وعاشقت زبــون گرفت
زخم دل دوباره تازه شد
شوق نگاه خستمو دوباره دوختي آخر ستاره
حســرتم بي اندازه شد
از خـــيال سرد مـن برو
يا باغبون شو و بهارو بازنشون بده گلارو
تو وجود خستـــه ام برو
زخـــم دل دوباره تازه شد
شوق نگاه خستمو دوباره دوختــي آخر ستاره
حســرتم بي اندازه شد
از خيال سرد من برو
يا باغبون شو وگلارو بازنــشون بــده بهارو
تــو وجود خسته ام برو
تو غمها غــوطه ور شدم چرا
داشتم فراموشت ميکردم اما تاصدات رسيد به گوش من
شکــستم بــي صدا چرا
ديـــدم تو رو خزونم جون گرفت
اين قلب ســرد وساکــتم دوباره
با نگاه گرم و بـي ريا وعاشقــت زبون گرفت
يادت نمياد اون همه قول و قرارايي كه با تو بستم
با اين همه ظلم تو ببين باز چه جوري پاي اين همه قول و قرار من نشستم
به خدا آهم ميگيره دامن تو عاقبت يه روز
نگو بي خبري
نگو بي خبري
نگو نمیدوني وقتي كه نيستي گريه شده كار اين دل عاشق شب و روز
آهم ميگيره دامن تو عاقبت يه روز
نگو بي خبري
نگو نمیدوني دلم پر از يه نفرين سينه سوز
نگو بي خبري
نگو نميدوني وقتي كه نيستي گريه شده كار اين دل عاشق شب و روز
يادت نمياد اون همه قول و قرارايي كه با تو بستم
با اين همه ظلم تو ببين باز چه جوري پاي اين همه قول و قرار من نشستم
نشكن دلمو
به خدا آهم ميگيره دامن تو عاقبت يه روز
نگو بي خبري
نگو نميدوني دلم پر از يه نفرين سينه سوز
نگو بي خبري
نگو نمیدوني وقتي كه نيستي گريه شده كار اين دل عاشق شب و روز
من از هرچی به جز تو بی نیازم!
مییدونم ببینمت کم میارم
اگه یک لحظه فقط نگام کنی
دلمو پشت سرم جا میذارم
اگه خونسرده نگام به دل نگیر
دل تو یه روز ازم خسته میشه
اگه اسمم و فقط صدا کنی
راه رفتن واسه من بسته میشه
وقت رفتن نباید گریه کنی
اینجوری دلم برات تنگ نمیشه
میدونم هر جای دنیا که باشم
تو دلم عشق تو کمرنگ نمیشه
اگه خونسرده نگام به دل نگیر
دل تو یه روز ازم خسته میشه
اگه اسمم و فقط صدا کنی
راه رفتن واسه من بسته میشه
جغد دل آدم ها، چرا تو روز پریده
بگو چرا نگاهم، تو نگاهش جفت نمی شه؟!
چرا عشقم نمی ره، تو دلش واسه ی همیشه...
هم صدا با قلب خسته ات بی صدا در دل شکستی
آی غریبه شاهدی تو که دارم اینجا می میرم
چون شنیدم که طرف گفت دیگه از عاشقی سیرم
آخ دیگه از عاشقی سیرم
از همون ساز شکسته که نداره باز نوایی
باز نگو از عشق دوباره که آفتاب دل آزرده
تو بگو ای نازنینم عشق و از دلت کی برده؟!
هنوزم به پات می سوزم نگام و به در می دوزم
غریبه، غریبه، غریبه زمونه همش فریبه
دستای بی رحم غربت داره جونم و می گیره
همش برات دلواپسم
قرار نبود اینجوری شه
یهو بشی همه کسم
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم
چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری
نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم
تو دریا باش و من جویبار عشقو در تو جاری
من از دیوانه بودن ها
من از بازی یک شعلهٔ سوزنده که آتش زده بر دامان پروانه نمی ترسم
از عشق نداشتن ها
از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
من از عمق رفاقت ها
من از لطف صداقت ها
من از بازی نور در سینهٔ بی قلب ظلمت ها نمی ترسم
مرگ آشنایی ها
من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم
| Design By : Night Skin |



