تبليغاتX
نیــاز


نیــاز

نوشتن برای فراموش کردن است نه به یادآوردن

نیازم تولدت مبارک !

من از هرچی به جز تو بی نیازم!

نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 14:29 توسط | |

 

این شعر جواب خیلی کسایی که برام پیام خصوصی را میذارن را میده!

جواب کسایی که دلشون میخواد گاهی ، نگاهی ، یادی را داشته باشند و یا اینکه در خلوت خود عاشق نیاز تنها ولی در جمع دوستان در فراق نیاز تنها و .....

در زمانی که المیرا بودم، انگار که وجود نداشتم. همانا نباشم که هیچوقت حس نشم که وجود داشتم.

زمانی که المیرا بودم غرق در نیاز تنهایی بودم اما حالا نیاز شدم که یادم نره یه زمانی المیرا بودم!!

 

 کاش نیاز به تنهایی، تنها نياز آدم نبود.

 

چقدر سخته تو چشاي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داد زل بزني و به جاي اينکه

لبريز از کينه و نفرت شي حس کني هنوز هم دوسش داري....

چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده...

چقدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيز جز سلام نتوني بگي...

چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه دوستش داري...

چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار تو خودت بشکني و اون وقت آروم زير لب بگي:

گل من باغچه نو مبارک....

گل من باغچه نو مبارک....

گل من باغچه نو مبارک....

گل من باغچه نو مبارک....

 

من از هرچی به جز تو بی نیازم!

 

راستی من اینقدر این آهنگ و شعر دوست دارم که دلم میخواد هر روز این شعر به روز کنم.

 بذار باور کنم دستاتو دارم

پس این فاصله تنها نذارم

بمون با من

بمون با من

نمی خوام، واسه هرچی ندارم کم بیارم

بذار باور كنم لو رفته رازم

من از هرچی به جز تو بی نیازم!

نباشی بعد تو سنگ صبورم

نمی تونم با این دنیا بسازم!

نباشی آسمونم جنس سنگه

شب و روز این دل دیونه تنگه

نذار با رفتنت دیونه تر شم!!!

جنون یک عمر با عقلم بجنگه

میخوام اشکم توی چشاي تو باشه

هميشه قلب من جاي تو باشه!

بمون با من توي اين ديونه حالي

نذار دنيا و دين من دو تاشه !!!!

 

من از هرچی به جز تو بی نیازم!

 

نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 15:17 توسط | |

خوبی ها و بدی ها و هرآنچه که بود گذشت.

برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ ديگري از درخت زمان بر زمين افتاد،سالي ديگر گذشت 

روزهايتان بهاري و بهارتان جاوادانه باد.

 

یکسال دیگه هم گذشت!

سالی که گذشت سال بدی برام نبود به جز این اواخر سال که این اتفاق لعنتی ..... شاید این هم مثل هزاران اتفاق دیگه یه حکمتی داشته، باز هم خدایا شکرت بابت همه داده ها و نداده هات.

 به تو نگاه مي کنم ٬ به تو که چون بهشت بر من مي پيچی و پروازم مي دهی

به تو که چشمهايت در عمق سياهي مي خندید و دنيايم را ستاره باران مي کرد

به تو که دلم مي خواهد در آغوشت چشمهايم را بر هم بگذارم و هرگز ٬ هرگز ٬هرگز به روي دنيا بازشان نکنم

به تو که تکه اي از قلب مرا با خود خواهی داشت

هرگز فراموش نخواهم کرد که از پشت اين ديوار شيشه اي٬ نگاهت چگونه عمق وجودم را لرزاند

(باشه دیگه نگات نمیکنم!!)

 

من از هرچی به جز تو بی نیازم!

نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 22:44 توسط | |


Design By : Night Skin