نیــاز
نوشتن برای فراموش کردن است نه به یادآوردن
بی تو اما عشق بی معناست٬ می دانی؟ دستهایم تا ابد تنهاست٬ می دانی؟ آسمانت را مگیر از من٬ که بعد از تو زیستن یک لحظه هم بی جاست٬ می دانی؟ هر چه می خواهیم٬ آری٬ از همین امروز از همین امروز مال ماست٬ می دانی؟ گرچه من یک عمر٬ همزاد عطش بودم روح تو٬ همسایه دریاست٬ می دانی؟ دوستت دارم... همین! یک راز پنهانی از نگاه ساکتم پیداست٬ می دانی؟؟؟ عشق من! بی هیچ تردیدی بمان با من عشق یک مفهوم بی «اما»ست٬ می دانی؟؟؟؟ من از هرچی به جز تو بی نیازم ! اگر که دل سوخته ای با توغريبه نيستم که با تو بغض عشق را غزل غزل گریستم مرا به خاطر بسپار لحظه به لحظه خط به خط درستی مرا ببین در این زمانه ی غلط حقیقت مرا ببین در این زمانه ی غلط خوب مرا نگاه کن تو ای تمام دیدنم خوبم اگر که بدم دروغ نیستم منم مرا که پشت پا زدم به راه و رسم روزگار اگر که عاشقی و یار مرا به خاطر بسپار در آستانه ی سفر پشت نگاه بدرقه گریه نکن دعاكن مرا به خاطر بسپار کنار همان دریای ابی که می رسد به انتظار من ایستاده ام هنوز مرا به خاطر بسپار من از هرچي به جز تو بي نيازم!
| Design By : Night Skin |



