تبليغاتX
نیــاز


نیــاز

نوشتن برای فراموش کردن است نه به یادآوردن

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 14:27 توسط | |

بی تو اما عشق بی معناست٬ می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست٬ می دانی؟

آسمانت را مگیر از من٬ که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم بی جاست٬ می دانی؟

هر چه می خواهیم٬ آری٬ از همین امروز

از همین امروز مال ماست٬ می دانی؟

گرچه من یک عمر٬ همزاد عطش بودم

روح تو٬ همسایه دریاست٬ می دانی؟

دوستت دارم... همین! یک راز پنهانی

از نگاه ساکتم پیداست٬ می دانی؟؟؟

عشق من! بی هیچ تردیدی بمان با من

عشق یک مفهوم بی «اما»ست٬ می دانی؟؟؟؟

 

من از هرچی به جز تو بی نیازم !

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 14:21 توسط | |

اگر که دل سوخته ای با توغريبه نيستم

که با تو بغض عشق را غزل غزل گریستم

مرا به خاطر بسپار لحظه به لحظه خط به خط

درستی مرا ببین در این زمانه ی غلط

حقیقت مرا ببین در این زمانه ی غلط

خوب مرا نگاه کن تو ای تمام دیدنم

خوبم اگر که  بدم دروغ نیستم منم

مرا که پشت پا زدم به راه و رسم روزگار

اگر که عاشقی و یار مرا به خاطر بسپار

در آستانه ی سفر پشت نگاه بدرقه

گریه نکن دعاكن مرا به خاطر بسپار

کنار همان دریای ابی که می رسد به انتظار

من ایستاده ام هنوز مرا به خاطر بسپار

 

من از هرچي به جز تو بي نيازم!

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:3 توسط | |


Design By : Night Skin